تبليغاتX

ا

بزن بریم
*~*~عاشقان~*~*

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای ؟؟؟

گفت یا خوابیست یا وهمیست یا افسانه ایست

گفتم اینان که می بینم چرا دل بسته اند

گفت یا کورند یا مستند یا دیوانه اند



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط نسرین |
*~*~~*~*



http://naztarin.com/aks3/f3-(10).jpg" width="400" height="258">



http://naztarin.com/aks3/f3-(1).jpg" width="400" height="244">


*~*~گویند~*~*

گویند که دوزخی بود عاشق و مست

      قو میست خراب دل در آن نتوان بست

      گر عاشق و مست دوزخی می باشند

      فرداست ببینی که بهشت بود چون کف دست



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط نسرین |
*~*~آن دم~*~*

آن دم که مرا می زده بر خاک سپاری

    زیره کفنم خمرا ای از باده بزارید

    تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

    بر خاک من از ساقه انگور بکاری



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط نسرین |
*~*~ای کاش~*~*

ای کاش که دست ما سبب ساز شود 

  از سینه ی ما محبت ابراز شود

  دستی که گره گشای مردم باشد

  بهتر ز لبی که با دعا باز شود



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط نسرین |
*~*~ذات~*~*

آن روز که ما حسرت نان می خوردیم

   سر در بر هم به زیر پر می بردیم

   تا سیر شدیم جدا ز هم گردیدیم 

   ای کاش که از گرسنگی می مردیم



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط نسرین |
*~*~عشق واقعی~*~*

آن عاشق دیوانه که هستی را ساخت 

         پیمانه و جام و می پرستی را ساخت

        بی شک قدحی باده بنوشید و از آن

        سر مست شده جهان هستی را ساخت.



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط نسرین |

 

 

 


1131370

نسرین

1131370

http://1131370.blogfa.com

بزن بریم

بزن بریم

بزن بریم

وقتی گل رو بو می کنی نگاش نکن چون اگه نگاتو به خاطر بسپاره آرزوی دوباره نگاهت پژمردش می کنه آدمک های زمانه عشق های دروغانه

بزن بریم